
| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
بازم بگیم نواره
حوصلهی ادبی نوشتن ندارم حال تصحیح کردن محاوره نوشتنم رو هم ندارم اصلا هم برام مهم نیست دارم زبان شیرین فارسی رو له میکنم اینقدر حالم گرفته است که نه حوصلهی نوشتن دارم نه حس نق زدن به جون این دوستان شب زندهدار اینقدر شبها راه برن و فکر کنن و نخوابن تا بلکه از یک جای بلندی بیفتن و همه رو از شرشون خلاص کنن گور بابای هرچی تئوری و تزاین سرگردونهای شب یعنی میشه از یک جای بلندی مثلا پلهای یا پنجرهای بیفتند پایین آخه این زندگی واسهی ما ساختن خودشون صدتا صدتا کارت قفل شکن باجههای فروش طلای مایع را دارند آن وقت مردم را مجبور به دزدی و گدائی میکنن . یکیاش خود من!!! از بس از هرکی که میبینم واسهی این باباخانام بنزین گدائی میکنم که از خودم حالم به هم میخوره . بیچاره این گداها وقتی میآن جلو ، با قیافه خشکی از کنارشون رد میشیم . اصلا نمیگیم خرتون به چند من!!! که دستت رو اینطوری جلوی من دراز کردی!؟؟ چنان قیافه میگیریم که انگار اونا مال ته خیابان گند و کثافت هستن و ما مال دوتا کوچه بالاتر ، کوچهی یکم سلطنت آباد! حالم از هرچی آدم به هم میخوره راحت باشید میتونید بگید روانیام ، بدبین سیاه بینم ، همه رو ذغالی میبینم ولی جدی جدی زندگی توی این مملکت زیبا حالت تهوع ساز شده . نگید خوب راه باز و جاده دراز کسی کارت دعوت نداده ، میتونی بری!!! که باید بگم اتفاقا این تبعهی ایرانی بودن مال بدی شده که بیخ ریش مقیمهاش بسته شده . اگر بخواهیم توی هر کشوری پا بزاریم باید کلی منت بکشیم و تستهای تروریست نبودن رو بگذرونیم که مبادا با خودمون بمبی ، تیانتی چیزی حمل نکنیم . از بس شماره معکوس واسهی این ملت و اون ملت میکشیم و از بس واسهی همه خط و نشون کشیدیم که همهی دنیا به چشم خلوچلها بهمون نگاه میکنند میگید نه!!! باشه یک کم به تیترهای روزنامههای اول دنیا نگاه کنید میفهمید ما ایرانیها از افغانیها هم جایگاهمون توی دنیا پایین تر هستش . افغانیها به راحتی میتونن با حمایت این غربیهای از خدا و پیغمبر و اعتقادات ناب دینی بی خبر برن در دانشگاههای تراز اول دنیا درس بخونن ولی ما دیگه نخبههامون هم حق بورس شدنشان محدود شده!!! جدا یک لحظه فکر کنید جواب این سوال من رو بدید!!! آیا واقعا این صداها نوارن؟ ای بابا برگشتیم به همون قدیما همون روزایی که .....بیچاره ....... صدساله ....... بازم بگو نواره بازم بگو نواره *خیلی نامردی پول یک مشت جوون رو بخورن *از اون بدتر اینه که حس گندهتر بودن بهت دست بده و به آب و آتیش بزنی!!!!سعی کنی نه واسهی خودت بلکه واسهی ۵تا چشم و چراغ این مملکت هم کار جور کنی *کجای این کرهی خاکی واستادیم؟؟؟ *اصلا جایی داریم؟؟؟؟؟ *بیچاره این ایران . سرگذست چه ملتهایی رو توی چهاردیواریاش دیده!!!! *جالب ایران مثل چاه .... دنیا میمونه ، هرچی کار بد هستش ناخودآگاه سرازیر میشه توش ، ایرانیها هم که با استعداد !!!!!!! *روزای سخت دوندگی واسهی شغل جدید *خدا نکنه دختر باشی و جویای کار ، خدا رحم کنه به هممون!!!! *...... *...... *...... *انتظار *انتظار *انتظار
|+| نوشته شده توسط فاخته در 86/04/30 و ساعت 23:50 |
|
درباره وبلاگ
زندگي رسم خوشايندي است البته اگر ديگران بگذارند.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب نوشته های پیشین
شهریور 1387مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندها
امیداردشير يحيي عليپور ارغوان اشتراني مریم بانو ستاره روزگار پائيزي شراگيم عقايد يك دلقك زيتون شبگير الاغي كه يونجه رو ميفهميد استامينوفن دختر خورشيد خارخاسك هفت دنده دخترمرداد قصههاي عامه پسند ويدا زنانهترين اعترافات حوا نيمولي مامان شين پسري با كفشهاي كتاني توتفرنگي امشاسپندان جودي آبوت بيسكوئيت نوشتههاي پشت شيشه برونكا شاسوسا(مجتبي تقويزاده) الهه فراهاني داستانهاي محمدرضا زنو بهنام پاكزاد مهناز پوریايي آرامه كوفتهكاري مونيرو تذکره سطر اول امکانات
|
| Powered By Blogfa |