
| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
من و خدا در نوک قلهی زندگی!!!
امشب حال عجیبی دارم شب جالبیاست ای کاش در امشب گذر زمان یخ میبست روزهای سختی را گذراندم روزهائی که هیچوقت تصور نمیکردم تمام شدنی باشند همه شنیدند و از کنارش گذشتند اما من!!! من ، تک تک ثانیههایش را با پوست و استخوان لمس کردم صبح یک روز گرم تابستانی ، وقتی از خواب بیدار شدم دیگر دوستش نداشتم !!! تمام آن لحظات تلخ به زخمی عمیق در دلم تبدیل شده بود که روز به روز بر وسعت دردهای جانگیرش افزوده میشد آن صبح زخم دردناکم دهان باز کرد و ..... گذشت بر من گذر زمان گذشت من در سکوت تنها نظارهگر تمامی بازیهای سرنوشت بودم و بر امواج زمانه تاب خوران به جلو رانده شدم تا دو روز گذشته دو روزی که سرنوشتم رقم خورد دو روزی که آغاز دوباره ، جانمایهی گذر بیروحش گشت و امروز به آسمان نگاه میکنم و آرام هستم آرامشی که تنها خود وسعت آن را میدانم شادم از رنگ باختن گذشته شادم از رنگ گرفتن آینده و شادم از هفترنگی کنونم خداوند دوباره با من در نوک قلهی زندگی دیدار کرد دستم را گرفت توکل!!!
|+| نوشته شده توسط فاخته در 86/05/29 و ساعت 23:14 |
|
درباره وبلاگ
زندگي رسم خوشايندي است البته اگر ديگران بگذارند.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب نوشته های پیشین
شهریور 1387مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندها
امیداردشير يحيي عليپور ارغوان اشتراني مریم بانو ستاره روزگار پائيزي شراگيم عقايد يك دلقك زيتون شبگير الاغي كه يونجه رو ميفهميد استامينوفن دختر خورشيد خارخاسك هفت دنده دخترمرداد قصههاي عامه پسند ويدا زنانهترين اعترافات حوا نيمولي مامان شين پسري با كفشهاي كتاني توتفرنگي امشاسپندان جودي آبوت بيسكوئيت نوشتههاي پشت شيشه برونكا شاسوسا(مجتبي تقويزاده) الهه فراهاني داستانهاي محمدرضا زنو بهنام پاكزاد مهناز پوریايي آرامه كوفتهكاري مونيرو تذکره سطر اول امکانات
|
| Powered By Blogfa |