
| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
تنفس با قلم
جمعه برای مراسم چهلم گل پرپر شده ، جدهام، رفتم دماوند فیض اجباری دیدار تازه کردم با عمهها ، عموها و بچههاشون خیلی خودم رو نگه داشتم بالا نیاوردم از حرفهاشون ، رفتارهاشون و نگاهاشون بگذریم میخواستم چیز مهمتری رو بگم یه مداحی رو آورده بودن سر مزار داشت نوحه ميخوند و همه هم زار و زار اشک میریختن ولی به نظر من داشت کلمه به کلمه کفر میگفت چرا ما باید ائممون رو اینقدر زار و خفیف جلوه بدیم و بعد هی به خودمون فشار بیاریم و براشون اشک بریزیم؟؟؟؟ ماشاالله حضرت اباالفضل ، امام حسین،امام علی ، حضرت فاطمه ، حضرت زینب و....همگی شون برای خودشون در تاریخ مردان و زنان بزرگی بودن افراد شاخصی که ما باید هزار سال دعا کنیم و زجه بزنیم تا بتونیم یه روزی یه سر سوزن از جسارتشون رو برای جنگیدن در راه آزادگی بدست بیاریم نه اینکه بشینیم و هی از خوار و ذلیلی و کوچیکی و بی پناهیشون بگیم نگید برای بیپناهی و بی کسیشون اشک میریزیم که این خودش از هر کفری کفرتره مگه همه ما آدمها خدا رو نداریم؟ پس هیچکدوم تنها نیستیم ما عظیمترین پشت و پناه رو داریم من نمیدونم این دیگه چه مدل عزا داری هستش؟ به خدا گناه داره به خدا خود ائمه هم به ریشمون میخندن و ازاین کارای بی منطق و رفتارهای کودکانه ناراحت میشن اینکه بشینیم یه گوشه و هی به خودمون فشار بیاریم تا گریه کنیم هی خاطرات و اتفاقهای بد زندگیمون رو به یاد بیاریمِ تا محض رضای خلقالله یه قطره اشک خشک و خالی بچکه رو صورتمون، نه صواب داره نه کلید ورود به بهشته خلاصه من واستاده بودم و نگاه میکردم و در درون خودم میخندیدم میخندیدم به زور زدنهای از سر اجبار و ناراحت نشوندادنهای بیهدف هرکی ندونه انگار اونجا به ازای هر قطره اشک درو گوهر نذری میدادن این جده ما هم مرد و یه ده رو راحت کرد ولی من هیچ وقت نه حلالش میکنم و نه از خاطرات تلخی که تو دلم گذاشته گذست میکنم هیچ لذتی هم در بخشش حس نمیکنم بگذریم یه سوالیه که چند وقت فکرم رو مشغول کرده چرا پلیس کشورمون مردها و بعضی زنها رو برای اخ و تف در سطح خیابون جریمه نمیکنن؟؟؟؟ آخه این چه رفتار هنجارشکنیه که به عادت ترک نشدنیه خیلیها تبدیل شده؟ آخه این درسته آدم تو خیابون همش چشمم زیر پاش باشه تا یه وقت پاش رو تف این نره و روی اخ اون ملق نزنه؟ به خدا حالم به هم میخوره از نگاه کردن به زمین به نظرم در ایران اولین راه شیوع بیماری همین حرکت غیربهداشتیه یادم نیست توی کدوم کشور بود که چند وقت پیش قانون گذاشتن هرکس که تف بندازه یا اخ کنه روی زمین ۱۰۰دلار جریمه میشه عجب کار خوب و عاقلانهای بوده من خودم به شخصه حاضرم مامور تنبه اخ و تف کنهای شهرمون بشم چنان نوازشی بکنمشون که اخ کردن براشون رویا بشه و تف کردن کابوس شبانه!!!! *روزگار چنان با سرعت میگذرد که عبور از چهلمین روز فراق دوستت برات آسون جلوه میکنه *هرچی گشتم و گشتم دیدم آخر و اول من نافم رو با قلم و کاغذ گره کور زدن اونم گره کوری که اگر یه کم شل بشه حس خفگی بهم دست میده راه تنفسم همون سوراخ روی دیوارهی خودکار بیکه خون جاری توی رگهام هم همون جوهریه که روی کاغذ پخش میکنم حاضر نیستم لذت لمس کاغذ رو با هیچ جواهر و الماسی در دنیا عوض کنم هنوز هم مثل بچگیهام برای داشتن یه دفتر نو گریه میکنم برای قلمی نو پا میکوبم من عاشق سرنوشت رقم خوردهام در خروارها پوست درخت هستم *مرسی که تو جاده پر پیچ و خم و پیچواپیچم تنهام نمیگذاری هر زور بیشتر حست میکنم و دلبستهات میشم پدر آسمانی *و اما تو، تویی که نرم نرمک اومدی و ذره ذره پر رنگ شدی تضمین من از رام شدنم ، اهل دل و زمینی شدنمه نگاهم به پنجره اطاق زندگیم دوخته شده تا از در بیایی و من از سکوت درونم به سویت پر کشم |+| نوشته شده توسط فاخته در 86/07/30 و ساعت 20:58 |
|
درباره وبلاگ
زندگي رسم خوشايندي است البته اگر ديگران بگذارند.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب نوشته های پیشین
شهریور 1387مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندها
امیداردشير يحيي عليپور ارغوان اشتراني مریم بانو ستاره روزگار پائيزي شراگيم عقايد يك دلقك زيتون شبگير الاغي كه يونجه رو ميفهميد استامينوفن دختر خورشيد خارخاسك هفت دنده دخترمرداد قصههاي عامه پسند ويدا زنانهترين اعترافات حوا نيمولي مامان شين پسري با كفشهاي كتاني توتفرنگي امشاسپندان جودي آبوت بيسكوئيت نوشتههاي پشت شيشه برونكا شاسوسا(مجتبي تقويزاده) الهه فراهاني داستانهاي محمدرضا زنو بهنام پاكزاد مهناز پوریايي آرامه كوفتهكاري مونيرو تذکره سطر اول امکانات
|
| Powered By Blogfa |