تبليغاتX
.: رو تیتر :.

خانه | آرشیو | پست الکترونیک
روياي صدقانه گيوتين
 

 

نكند تكرار شويم براي هم

نكند اشتياق نداشته باشيم با هم بودن

نكند نگاه‌هاي آينده‌مان سوداي عشق نداشته باشد

نكند نوا‌هاي قديمي، درس‌آموزمان نشود

نه

خــــــدا

اگر ميان اين همه آدم

بازم نوبت باختن ما‌ بشه

چرا عاشق شديم، آخر

 

 

 

 

ديشب يه خواب عجيب ديدم

تا حالا خواب ديدين سرتون رو مي‌كنن؟ نه يك سر كندن ساده‌ها، سر كندني كه همه لحظاتش حس بشه. هنوز هم از يادآوري‌اش مي‌ترسم.

خواب ديدم مثل فيلم اليزابت كه سر شاهزاده خانوم رو زدن، سر من رو هم از پشت سر با گيوتين قطع كردن. باور كردنش سخته ولي من صداي شكسته شدن استخوون‌هاي گردنم رو شنيدم بعد بريده شدن گردنم رو.

بعد حس كردم گيوتين داره به پوست جلوي گردنم مي‌رسه. همين كه گيوتين رفت پائين و كله‌من بريده شد خون تنم شروع كرد به جهيدن به بيرون و من داشتم حس مي‌كردم.

بعد دقيقا حس كردم كه روح از كله‌ام رفت بيرون. اول ترسيده بودم و ته ذهنم مي‌گفتم بيچاره مامان صبح بياد بالاي سرم تمام زندگي رو غرق خون مي‌بينه، از وحشت سكته مي‌كنه. دقيقا حس مردن با روش گيوتين رو تجربه كردم.

بعد دوباره برگشتم توي خواب و ديدم با مامانم دارم توي يك پاساژ راه مي‌رم و هي مي‌گم اينجوري كه بده نمي‌شه كه من بدون كله وسط مردم راه برم. مردم وحشت مي‌كنن.

نمي‌دونم چي شد كه بيدار شدم ولي هنوز هم از يادآوري لحظه مردن با گيوتين يادمه. تمام رگ‌هاي گردنم عبور تيغه تيز گيوتين رو تجربه كردن. روياي صادقه صادقي بود.

چه حس گنگي داره مردن با گيوتين. اون لحظه‌اي كه روح كله‌ام از بدنم جدا شده بود اما تنم هنوز حس داشت، نمي‌دونستم كه مردم يا دارم مي‌ميرم. بيچاره اون‌هايي كه با گيوتين مردن. تا چند دقيه بدنشون حس داشته و نمي‌دونسته مردن. به جرات مي‌تونم بگم ترس خواب ديشبم رو تاحالا تجربه نكرده بود.

امروز وقتي خواهرم توي اسباب‌كشي با ساتور اومد طرفم، شوخي شوخي زدم زير گريه. نمي‌دونم كله‌ام ياد مردنش افتاده بود يا سلول‌هاي بدنم حس مرگ رو نزديك خودشون حس كرده بودن.

نكنه اعصابم اينقدر ضعيف شده!!!

بعدازظهري مي‌ترسيدم بخوابم. مني كه تاحالا از هيچي توي زندگي‌ام نترسيدم، مي‌‌ترسيدم بخوابم و باز خواب گيوتين رو ببينم.

چه مي‌دونم والا، خل شدن كه شاخ و دم نداره!

 

 

 

 

* اون سرويس خوشگله فنجون سياه‌هاي مامانم كه يكي‌اش چند سال پيش وقتي ويترين ريخت، شكست رو براي خودم برداشتم.

بعدش هم تصميم گرفتم خونه خودم و يار رو اسپرت با رنگ‌هاي سفيد و سياه بچينم. يعني همه سرويس‌ مبل و كمد و اتاق‌ خواب و ... رو با سرويس سفيد سياه پر كنم.

بعد همه جا از كوسن‌هاي صورتي كم‌رنگ و آبي كمرنگ و سبز خوشگل و بنفش و .... استفاده كنم. يار هم از نظرم خوشش اومد. ان‌شـــــــا‌الــلــه

 

* به دليل وجود چند روز تعطيلي و از اونجائي كه چند روزه فقط تيپ كارگري و عملگي مي‌زنم، دوتا دبله ماست پر از نمك خوردم تا در اين مدت اگر زير چشم‌هام پف كرد، دلم نسوزه و هي خودم رو سرزنش نكنم كه مثل زن‌هاي عشاير شدم.

خدائي‌اش ماست فقط شورش خوشمزه است‌ها!!!

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط فاخته در 87/04/27 و ساعت 23:0 | 
Powered By Blogfa